تبلیغات
هیئت لثارات الحسین اصفهان - ولادت باسعادت مولی‌الموحدین حضرت امام علی (ع) و روز پدر مبارك باد
 
هیئت لثارات الحسین اصفهان
خیابان پروین خیابان حکیم شفائی دوم روبروی پارک فروزان شماره تماس:09378080648

در دومین جمعه از ماه رجب، كه از ماههاى حرام است و احترام خاصى در میان همه قبایل و طوائف داشت، ازدحام عجیبى در اطراف كعبه بود و سیل مردم از پیر و جوان با احترام ویژه اى در اطراف خانه خدا در حال طواف بودند كه زنى حامله، با چهره اى شكسته، در گرداگرد خانه خدا بى تابانه مى گردید و با انگشتان لرزانش به جامه كعبه آویخته بود و در حالى كه قطرات اشكش سیل آسا به صورتش مى ریخت، زیر لب مى گفت:
پروردگارا! من به تو ایمان آورده ام و به آنچه كتاب و پیامبر از سوى تو آمده ایمان دارم. پروردگارا! من به آیین جدم «ابراهیم خلیل» كه بینانگذار این خانه كهن است، ایمان دارم. پروردگارا! ترا سوگند مى دهم به حق بنیانگذار این بیت، و به حق این مولودى كه در شكم دارم، این زایمان را بر من آسان گردان.
 چشمهاى كنجكاو او را مى دید و گوشهاى شنوا سخنانش را دنبال مى كرد و حس كنجكاوى در مغزها تحریك مى شد، كه ناگهان فریادى از تعجب از همگان بلند شد و به دنبال آن سكوتى سنگین بر همگان حكمفرما شد. آب در گلوها خشكید، حیرت و تعجب بر چهره ها نقشى شگفت زده بود و نفسها از سینه ها بیرون نمى آمد.
كسى جرأت نداشت سكوت را بشكند و بگوید: لحظه اى پیش دیوار كعبه شكافته شد و زن حامله اى به درون خانه خدا رهنمون شد!
چه كسى باور مى كرد كه سنگ خارا آغوش باز كند و زن حامله اى را در خود جاى دهد؟!
حیرت و تعجب مردم هنگامى افزایش یافت كه تلاش پرده داران كعبه، در گشودن قفل در به نتیجه نرسید.
لحظه به لحظه بر ازدحام مردم افزوده مى شد، همگان در انتظار بودند كه از فرجام این راز آگاه شوند. از نقطه نظر مردم نگران و حیرت زده، هر لحظه اى چون یك ساعت مى گذشت و همگان ثانیه شمارى مى كردند كه نیروى غیبى این مشكل را بگشاید.
پس از گذشت مدتى طولانى، همان سنگ خارا آغوش باز كرد و فاطمه بنت اسد در حالى كه مولود كعبه را در آغوش داشت بیرون آمد.
صداى هلهله اوج گرفت و در خانه هاى مكه طنین انداخت. ابوطالب، عمو و برترین حامى محمد(ص) در حالى كه برق شعف از دیدگانش مى جهید، بانگ برآورد:
أیّها النّاس: ولد فى الكعبة ولى اللَّه.
هان اى مردم! ولى خدا در خانه خدا دیده به جهان گشود.
 این حادثه پرشكوه و بى نظیر تاریخ، به روز جمعه، سیزدهم ماه رجب، سى امین سال حمله ابرهه به خانه خدا (عام الفیل) اتفاق افتاد.

حضرت علی(ع) فرزند ابوطالب ده سال پیش از بعثت متولد شد و پس از شش سال در اثر قحطی كه در مكه اتفاق افتاد بنا به در خواست پیغمبر اكرم (ص) از خانه پدر به خانه پسر عموی خود یعنی پیامبر منتقل گردید و تحت سرپرستی و پرورش مستقیم آن حضرت درآمد. پس از چند سال كه پیغمبر اكرم (ص) به موهبت نبوت نایل شد و برای نخستین بار در (غار حرا) وحی آسمانی به وی رسید وقتی كه از غار رهسپار شهر و خانه خود شد , شرح حال را فرمود، علی (ع) به آن حضرت ایمان آورد و باز در مجلسی كه پیغمبر اكرم (ص) خویشاوندان نزدیك خود را جمع و به دین خود دعوت نموده فرمود:
((نخستین كسی كه از شما دعوت مرا بپذیرد خلیفه، وصی و وزیر من خواهد بود. تنها كسی كه از جای خود بلند شد و ایمان آورد علی (ع) بود و پیغمبر اكرم (ص) ایمان او را پذیرفت و وعده های خود را درباره اش امضا نمود و از این روی علی (ع) نخستین كسی است در اسلام كه ایمان آورد و هرگز غیر خدای یگانه را نپرستید)).

  حضرت علی (ع) پیوسته ملازم پیغمبر (ص) بود تا آن حضرت از مكه به مدینه هجرت نمود و در شب هجرت نیز كه كفار خانه آن حضرت را محاصره كرده بودند و تصمیم داشتند آخر شب به خانه ریخته و آن حضرت را در بستر خواب قطعه قطعه نمایند علی (ع) در بستر پیغمبر اكرم (ص) خوابیده و آن حضرت از خانه بیرون آمده رهسپار مدینه گردید و پس از آن حضرت مطابق وصیتی كه كرده بود, امانتهای مردم را به صاحبانش رد كرده , مادر خود و دختر پیغمبر را با دو زن دیگر برداشته به مدینه حركت نمود.

در مدینه نیز ملازم پیغمبر اكرم (ص) بود و آن حضرت در هیچ خلوت و جلوتی علی را كنار نزد و یگانه دختر محبوب خود فاطمه را به وی تزویج نمود و در موقعی كه میان اصحاب خود عقد اخوت می بست او را برادر خود قرار داد.

حضرت علی (ع) در همه جنگها كه پیغمبر اكرم شركت فرموده بود حاضر شد جز جنگ تبوك كه آن حضرت او را در مدینه به جای خود نشانیده بود و در هیچ جنگی پای به عقب نگذاشت و از هیچ حریفی روی نگردانید و در هیچ امری مخالفت پیامبر (ص) را نكرد چنانچه آن حضرت فرمود:

                                         ((هرگز علی از حق و حق از علی جدا نمی شود)).

دو حدیث از حضرت علی (ع):

العِلمُِ كنزٌ عظیمٌ لا یَفنی: دانش گنجینه ای بزرگ و فناناپذیر است كه نابودی ندارد.

أَلْعِلْمُ ثَلاثَةٌ: أَلْفِقْهُ لِلاَْدْیانِ، وَ الطِّبُّ لِلاَْبْدانِ،وَ النَّحْوُ لِلِّسانِ: دانش سه قسم است: فقه براى دین، و پزشكى براى تن، و نحو براى زبان.


 

                                     

+ نوشته شده در  شنبه سیزدهم خرداد 1391ساعت 15:58  توسط امیر جاودان  |  نظر بدهید


نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نظرات ()
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر





آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی